بايكوت


هفته های سختی را داشتم درس و دانشگاه و کار، هر کدام به نوبه ی خود فشار وارد میکردند! اما میان این همه دغدغه از همان شنبه ذوق داشتم که روزها سپری شوند و برسم به آخر هفته. مهم نبود کجا میرفتیم همینکه دستانش را میگرفتم خوشبختی از سرو کولم بالا میرفت و سختیِ تمام هفته را با نگاهش هنگام خداحافظی که طلبِ بوسه داشت....فراموش میکردم و آماده میشدم برای جنگ ... مشاهده

  • 5

« چشمات رو ببند تا نگفتم باز نکن » این شگرد مادربزرگ بود ... همیشه وقتی می خواست بیاد خونمون برای همه هدیه می آورد ...وقتی می رسید دل تو دلم نبود که چمدونش رو باز کنه و منو صدا کنه ... صدام می کرد و می‌گفت چشمات رو ببند تا نگفتم باز نکن ... چشمام رو می بستم و به همه چیزهایی که دوست داشتم فکر می کردم ... خیلی ثانیه های عجیبی بود ... اما همیش ... مشاهده

  • 4

مجموعه ى فوق كارى بود از: متن:حميد سليمى راوى:محمود سرمدى مشاهده

  • 4
چشم از او ،
جلوه از او
ما چه حریف ...

چشم از او ، جلوه از او ما چه حریفیم... ای دل! #شهریار

  • 4

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می‌کند. فکر می‌کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می‌رسد می‌بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم‌هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می‌رود و دیگر نمی‌تواند پله‌ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره‌هاست که روی دوش آدم سنگینی ... مشاهده

  • 4

مردهای عزیز. غصه دار است! مرد های خوب، کارمند های دولتی، مدیر عامل شرکت های زنجیره ای،کارخانه دار ها، ورشکسته ها،مغازه دارها،راننده های عزیز،پلیس های وظیفه شناس،مهندس ها،پزشک های تحصیل کرده؛ غصه دار است. غصه دار است که ما زن ها می دانیم نفر دوم یعنی چه.می دانیم مشترک مورد نظرمان در چه حالی ست؛ که انتظارمان به هیچ جایی نمی رسد. غصه دار است که باورمان نمی شود ات ... مشاهده

  • 5

سه ماهی بود که پدربزرگم در بستر بیماری بود و به همین دلیل امکان اصلاح موهایش وجود نداشت. بعد از طی دوران بیماری همراه با هم به آرایشگاه رفتیم. بعد از اینکه کار اصلاح موهایش تمام شد، با چنان صمیمیت و صفایی از جناب آرایشگر تشکر می کرد که حد ندارد انواع جملات ستایش گرانه را نثار آرایشگر کرد، اینکه چقدر زحمت کشیدی شما، واقعا لطف کردی، از صمیم قلب ممنو ... مشاهده

  • 5
ای وصل تو 

اصل شادمانــی ...

ای وصل تو اصل شادمانــی‌‌ #مولانا

  • 3

وای بر آن روزی که چیزی حتی عشق عادتمان شود ! عادت همه‌چیز را ویران می‌کند؛ از جمله عظمت دوست داشتن را، تفکر خلاق را، عاطفه جوشان را ... عاشق کم است ، سخنِ عاشقانه فراوان ! روزگاریست چه بد، که دیگر کلام عاشقانه دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه‌ خواندن دلیل عاشق بودن ...! #نادر_ابراهیمی یک عاشقانه آرام ... مشاهده

  • 5
صبحتون بخير❤️❤️

صبحتون بخير❤️❤️

  • 5

بيا قرار بگذاريم هر چند شنبه در خوابى خيالى جايى... يك دل سير هم را ببينيم #افشين_صالحى مشاهده

  • 3

ما هر رابطه را تجربه میکنیم تا برای رابطه ی بعدی آماده تر و پخته تر شویم؛ نه ترسو‌تر و نگران‌تر! هیچ ناکام ماندن و تمام شدنی، شکست نیست! تمامِ رابطه‌هایی که آزرده‌مان کرده‌ قرار است به ما بیاموزند که چطور در رابطه‌های بعدی جلو برویم. آدم رو به رویتان را با آدم قبلی مقایسه نکنید. ذهنتان را از ترسِ تکرار دور کنید و به جزئیات آدم رو به رویتان توجه کنید. در اکنون ... مشاهده

  • 3
‎نمیگویم "دو ...

‎نمیگویم "دوستش دارم" تا دوستیِ عاشقانه اما سادهِ یمان بهم نخورد ! ‎#مائده_زمان

  • 3
#نیکول_کیدمن : هر کس بخاطر ظل ...

#نیکول_کیدمن : هر کس بخاطر ظلمی که بهت کرده، مستحق مجازاته اگه ببخشیش، اونو از حقش محروم کردی. 🎬 داگویل 2003

  • 9

آدم... وقتی دستش به جایی بند نیست سراغ آرزوها می‌رود آرزوهایش که محال شد غرق می‌شود در خاطراتش #ميلان_كوندرا مشاهده

  • 10

قاسم گامبو از تمام پسران محله چاق تر بود. آنقدر که وقتی سوار آن موتور افسانه‌ای اش خیابان ها را متر میکرد وزنش بطور مساوی از دو طرف آویزان میشد و حسابی باعث خنده‌ی مردم محله میشد. از آن پسرهای همیشه عاشقی که حاضر بود برای تمام معشوق هایش جان بدهد. دخترها اما وقتی میفهمیدند علاوه بر چاقی بی اندازه، تک پسرِ پولدارترین خانواده‌ی محله‌ست ظاهرش را ندید میگرفت ... مشاهده

  • 5

بعضی ها آمده اند که معجزه یِ زندگیِ آدم باشند ... می آیند که وسطِ بدبختی های روزمره ات ، برای لحظاتی هم که شده پَرت شوی وسطِ خوشبختی ... می آیند که حتی وقتی از دردهایت برایشان حرف میزنی ، از اینکه او را داری که اینطور دو جفت گوش شده برای شنیدنِ حرف هایت ، کِیف کنی و یکهو دردهایت فراموشت شوند ... اصلا بعضی ها آنقدر با خودشان معجزه می آورند که اگر ی ... مشاهده

  • 6

یک نفر باید باشد که بدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت می گندد را به زبان بیاوری از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال می شوی! یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگ ... مشاهده

  • 4
Une femme qui aime ...

Une femme qui aime transforme le monde. زنی که عاشق باشه، دنیا رو عوض میکنه.

  • 6

زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و به زور لبخند بزنند و بگویند " آرزو کن!" آن زمانها آرزو ... مشاهده

  • 4

بی مقدمه می گوید:« با سر نخ جمله بساز.» می گویم:« آدمیزاد هر چقدر دنیا را ساده تر ببیند، هر چقدر زندگی را ساده تر بگیرد باز یک جایی، توی یک پیچ و خمی افسار زندگی از دستش در می رود، مثل آن کش شلوار یا دامن، بی ادبی نباشد، رویم به دیوار، کش تنبان، یک جایی در می رود و تو باید هی بگردی دنبال سر نخ...» می گوید:« خوب بود، یکی دیگر!...» می گویم:« تو اگر ب ... مشاهده

  • 8
هر بار كه تصميم گرفتم به تو ...

هر بار كه تصميم گرفتم به تو بگويم دوستت دارم گفتم: حالت چطوره؟ و من تو را خيلى ((حالت چطوره...؟))

  • 6
صبحتون بخير❤️❤️

صبحتون بخير❤️❤️

  • 8
منم و
این صنم و
عاشقی و ...

منم و این صنم و عاشقی و باقیِ عمر #مولانا

  • 7

من همیشه فکر می کنم برای یک زن استقلال مالی خیلی خیلی مهم است نه این که آدم مادی ای باشم که این را می گویم. نه...واقعا نیستم. ولی همیشه دیده ام که این زن ها قویترند، آسوده ترند. زن باید دستش توی جیب و کارت و حساب خودش باشد. اصلا شاید یک روز دلش خواست برای انگشتان چروکيده ي مادرش یک انگشتر طلا بخرد.. خواست برود داخل یک شال فروشی و وقتی ... مشاهده

  • 6

خسته ام؛ مثل کسی که دکتر برایش تا ابد، استراحت مطلق تجویز کرده... مثل کسی که کنج کافه ای به عاشقی کردن دیگران نگاه میکند و حسرت میخورد... و تنها سیگار هایش همدردش هستند... مثل کسی که همیشه میخندد، تا نفهمند دردش را... مثل کسی که مغلوب سرنوشت شده... مثل کسی که به امید تکرار شدن خاطراتش، زنده است... خسته ام و تنها تو میتوانی مرهمم باشی... #ایمان_شجاع ... مشاهده

  • 8

  • 6
صد نامه فرستادم 
صد راه نشان دادم ...

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی دانی یا نامه نمی خوانی ... #مولانا

  • 6
💵
ما ز بالاییم و بالا می رویم ...

💵 ما ز بالاییم و بالا می رویم

  • 5
جايش خالي خواهد ماند 
و جاي ...

جايش خالي خواهد ماند و جاي خالي اش از همه آنها كه هستند زيباتر است . . . #دیوارنوشته

  • 6

گاهی درست همان ادمهایی "تنهایمان" میکنند که هیچگاه حدس هم نمیزدیم میتوانند اینقدر بی تفاوت و سرد برخورد کنند! احساسِ تنهایی را به وجود اوردن، کار سختی نیست. همین که بدون دلیل محو شویم. همین که بی دلیل خبر نگیریم. همین که دیگر گرم سلام نکنیم و همین که احساس خاص بودن را از ادمها بگیریم، انها را در رابطه مان " تنها" کرده ایم. به همین راحتی! همین که ... مشاهده

  • 6

شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا اول باور نمی کنی به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی... وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده... تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی ... مشاهده

  • 6

هیچوقت نمی توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی نگه داری ، فهمیدی ! تو فقط قادر هستی چیزی را که داری قبل از آنکه از دستت برود عاشقانه دوست داشته باشی ... #کیت_دی_کالمو مشاهده

  • 5

« ... خیلی مهمّ است که یک نفر ، فقط یک نفر ... » کمی مکث کرد ، انگار بغض راه گلویش را گرفت ، اما زود به خودش مسلّط شد : « ... یک نفر توی دنیا، آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد. میفهمی ؟ حتّی اگر بد دوست داشته باشد، یعنی از طرزِ دوست داشتنش خوشت نیاید.» #فریبا_وفی ... مشاهده

  • 6

  • 5

آنکه آسوٖده‌ی خواب است به بازویِ رقیب بالشِ نم زده از گریه چه می داند چیست؟!! #مسیح_مسیحا مشاهده

  • 6
شب بخير❤️❤️👆🏻👆🏻🎧🎧

شب بخير❤️❤️👆🏻👆🏻🎧🎧

  • 5

عمه خانم همیشه ی خدا کارش مراقبت بود. آن هم نه از آدم ها ! از وسایل ! هر چه می‌خرید از فروشنده می‌پرسید : آقا این ها کاور ندارند ؟ اگر داشت که فبها اگر نداشت یک چیز در حد فرهنگ و تمدن روانداز دست و پا می‌کرد و می‌انداخت روی وسیله ی مذکور. از آن قدیم ها یک تلویزیون داشت که کنترل اش با یک زره محافظت می‌شد. ساختار کنترل به گونه ای بود که برای بازی ... مشاهده

  • 5

بشر موجودی منطقی نیست، موجودی است منطق تراش. به هر کار دست زد و به هر چه عادت کرد ، سعی میکند برای آن دلیلی بتراشد و عذر و بهانه ای بیاورد وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را ، کسی که قانع شده باشد ، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند. #فریدون_تنکابنی ... مشاهده

  • 6

میدانی ترسو بود! دوستم داشت اما هیچ وقت "جرات" نداشت به زبان بیاورد! یک نفر! یک نفر مسبب این جنایت بود آمده بود دستش را گرفته بود... وارد رابطه اش کرده بود... زخمی شده بود! مصدوم بود! درست مثل ورزشکاری که آسیب میبیند و دیگر نمیتواند به ورزشی که دوست دارد ادامه دهد دیگر نتوانست مثل قبل عاشق شود ترسیده بود! دست و پایش شکسته بود! "عش ... مشاهده

  • 7
من همان
 آدم
 پر منطق
 بی ا ...

من همان آدم پر منطق بی احساسم پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بهم... #امید_صباغ_نو

  • 6

بايد يك خواهر يا برادر بزرگتر از خودمان ميداشتيم كه برايمان از روزهايى تعريف ميكرد كه وقتى روى مبل مينشستيم پايمان به زمين و وقتى روى زمين مى ايستاديم، دستمان به ميز نميرسيد. كه گاهى برايمان مهِ خاطرات مبهم را كنار ميزد. كه همان روزهاى كودكى دستمان را ميگرفت و ميگفت نترس ديوانه. از هيچ دادى نترس. از هيچ آدم بزرگى نترس. از هيچ چيز نترس. كه دلمان را ... مشاهده

  • 5
١٨فروردين سالروز درگذشت محمدعلي ...

١٨فروردين سالروز درگذشت محمدعلي فردين فردین بازیگر سینما وکشتی‌گیر بود، و باطبع جوانمردی و خصلت مردانگی که درنقش‌های سینمایی و زندگی شخصیش به تصویر کشید،به او لقب سلطان قلبها را دادند

  • 6
‏گر سَر برود
زِ سَر ، هوایت نرود

# ...

‏گر سَر برود زِ سَر ، هوایت نرود #میلاد_عرفانپور

  • 6
صبحتون بخير❤️❤️

صبحتون بخير❤️❤️

  • 12

عادت کرده بود قبل از خواب برایش شعر بخوانم یکجوری عادت کرده بود که تا نمیخواندم خوابش نمیبرد یادم هست یک شب داشتم از مسافرت بر میگشتم که تلفن همراهم خاموش شد و یک مسیر طولانی که هیچ گونه دسترسی به تلفن نداشتم. خلاصه پنج صبح بود که رسیدم خانه و تا گوشی را روشن کردم.... دیدم هر پنج دقیقه یک بار پیام داده که: "من خوابم نمیبره، شعر لدفا" آخرین پیامش هم ب ... مشاهده

  • 6

طوبا خانم که فوت کرد « همه » گفتند چهلم نشده حسین آقا می رود یک زن دیگر می گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می رفت سر خاک. ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها سرگرم زندگی خودشان هستند، خیلی نمی رسند که به او برسند. طلعت خانم را نشان کرد و توی یک مهمانی نشان حسین آقا داد. حسین آقا ... مشاهده

  • 6

همیشه به این فکر میکنم که اگر میتونستم ذهن آدمای اطرافم رو بخونم چقدر خوب میشد از آدمای اطرافم می‌پرسم نظرت چیه اگر میتونستم ذهنتو بخونم اونام تو جواب میگفتن خیلی دردناکه بعضی از حقیقتا ، حتما به نفع آدمیزاد نبوده که خدا واسش قرار نداده همیشه فکر میکنم من اگر ذهن تو رو بتونم بخونم یهو وسط حرفت میپریدم تو چشات و از چشات میرفتم تو مخیله ات و میرسیدم به ... مشاهده

  • 6

می روم شاید دلت روزی گرفتارم شود می روم.... اما گرفتارم ... گرفتارم به تو! #مهتاب_یغما مشاهده

  • 6
‎ما عجیبیم
‎قشنگی های کوچکی که ما ...

‎ما عجیبیم ‎قشنگی های کوچکی که ما را زنده نگه می دارد نداریم، ‎مثل همین آغوش؛ ‎اما زندگی می کنیم ‎بزرگ تر می شویم ‎و قوی تر ‎و تنها تر ‎#پریسا_زابلی_پور

  • 16

خوشبختي، چيزي نيست كه كسي آن را از جيبش در آورد و به شما بدهد، تازه تهديدتان كند كه اگر بچه خوبي نباشيد، فردا خوشبختي را از شما مي گيرد! خوشبختي قابل پيش بيني نيست ، شبيه به آب و هوا! مثلا فردا تا ظهر كمي تا قسمتي خوشبختيم و از شب تا آخرِ هفته كاملا خوشبخت! نه! خوشبختي يك ارزش است ، كه به تو به ما بستگي دارد! خوشبختي جريان قابل انتقالي است كه مي ... مشاهده

  • 6

گفت : با هم درستش می کنیم ... و من تازه فهمیدم تنهایی چه وسعتِ نامحدودی دارد ! حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی شد ! حتی اگر تمام سرمایه ام بر باد می رفت ، حسی که به واژه ی " با هم " داشتم را با هیچ چیز در این دنیا عوض نمی کردم ... تنها ، کسی که وحشتِ تنهایی را درک کرده باشد ، می توانست حسِ من را در آن لحظه درک کند #لیلیان_هلمن ... مشاهده

  • 5
یک روز می آید که من
دیگر دُچ ...

یک روز می آید که من دیگر دُچارت نیستم... #افشین_یداللهی

  • 6

موضوع از همان جا شروع شد که با بزرگ و بزرگتر شدنمان،رویاهای مان را باختیم و بی آنکه بدانیم قسطی کردیم نفس کشیدن هایمان را و تمام مشکلاتمان را لابه لای پک های سیگار مرغوبمان پنهان کردیم... دل بستیم به فرداهایی روشن،غافل از آنکه همین روزها و ساعت ها و لحظه ها بودند که تاریکی یا روشنی فردایمان را ثابت میکردند! ابراز علاقه هایمان را ختم کردیم به پیام ها و لا ... مشاهده

  • 6

‎مادربزرگ برایم از سفر هدیه آورده بود؛ جعبه‌ی کادو را که باز کردم، از خوشحالی بالا و پائین می‌پریدم و فریاد می‌زدم... آخ جون... آتاری! آن روزها هر کسی آتاری نداشت؛ تحفه‌ای بود برای خودش! کارم شده بود صبح تا شب در دست گرفتن دسته‌ی خلبانی آتاری و هواپیما بازی کردن. مدتی گذشت و من هر روزم را با آتاری بازی کردن شب می‌کردم و هر چه می‌گذشت بیشتر از قبل دوستش داش ... مشاهده

  • 8

اکثرِ ما ، شیفته ی اولین روز‌های آدم ‌ها می‌شویم. اگر شخصیتی که اطرافیان ما بعد از چند روز ، چند هفته یا چند ماه نشان میدهند ، همان روز‌های اول بروز میدادند ، چه بسا که تعداد زیادی از ما نه تنها دل بسته نمی‌شدیم ، بلکه حتی طرف این آدم ها هم نمیرفتیم. به این ترتیب هزینه ‌های روحی ، روانی‌ و جسمی‌ که متحمل می‌شویم هم کاهش پیدا می‌‌کرد. شاداب تر بودیم. ... مشاهده

  • 7
به چه سوگند دهم

تا که بمانی در م ...

به چه سوگند دهم تا که بمانی در من ... #عليرضا_آذر

  • 7
صبحتون بخير❤️❤️

صبحتون بخير❤️❤️

  • 7
تو مَرد خوشتيپی هستی ،
شانه ...

تو مَرد خوشتيپی هستی ، شانه های پهن و قوی داری ؛ اما "کِين" يه مرد واقعيه .. برای اينکه يه مَرد واقعی باشی بايد چيزهايی بيشتر از شانه های پهن داشته باشی .. #ديالوگ #High_Noon

  • 11
یک روز می آید که من
دیگر دُچ ...

یک روز می آید که من دیگر دُچارت نیستم... #افشین_یداللهی

  • 8

با سلام و وقت بخير دوستان كانالِ "بايكوت" در هيچ پيام رسانِ ديگرى فعلاً فعاليت ندارد متاسفانه عده اى افرادِ سودجو با استفاده از اسمِ "بايكوت" مشغول فعاليت در پيام رسانهاى ديگر ميباشند در صورتِ فيلتر شدنِ تلگرام!،ادامه ى فعاليت را از صفحه ى اينستاگرام پيگيرى بفرمائيد با تشكر ... مشاهده

  • 8

تار ديدن يه آپشن خيلي خوبه. تار بشنوي يه سري حرفا رو، تار دوست داشته باشي آدما رو، تار ناراحت بشي، تار از يكي بدت بياد، تار اميدوار بشي، تار نا‌ اميد بشي، تار يه آدمي رو بخواي، تار يه آدمي رو نخواي. تار زندگي كني، هيچي واضح نباشه، از همه چي خيلي مبهم رد بشي، اينجوري مثلا خيلي تار همه‌چي خوبه يا خيلي تار بد. بي‌خيالي يه نوع تار ديدنه دیگه .. #مرآ_جان ... مشاهده

  • 8

همه سهم یک نفر بودن خوب است، قشنگ است و هروقت که به آن فکر کنی یک لبخند آبی می آورد روی لب هایت اما ... ترس دارد. ترس از دست دادن... ترس خوب نبودن... ترس کم شدن سهم آدم از کسی یا پیش کسی ،ترس از دست دادن همان داشته قبلی، ترس پشیمان شدن حتی...! همه سهم یک نفر بودن جرئت می خواهد! جرئت بیخیال شدن... بیخیال بعد و بیخیال قبل... جرئت فقط نگاه ... مشاهده

  • 8

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ... بی نهایت لبخند می زنن ... این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده ... اینکه «هر زخمی زدی ، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت ... من فراموش می کنم »... ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن ... زخمارو می شمارن ... حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن ‌... یه روز که صبوری دیگه جواب نداد ... مشاهده

  • 21

همه ی ما یک جایی از این زندگی به زمین خورده ایم،به برهوتی بی آبی رسیده ایم که جای هیچ نفس کشیدنی در آن نبود.همه ی ما گاهی پشیمان گشته ایم از گفته هایمان از ناگفته هایمان از تحمل ذره ذره غم های کوچک و بزرگ.همه ی ما صدای بغض فروخوردیمان را شنیده ایم،همه ما طعم شوری اشک ها را چشیده ایم،همه ی ما حسرت را با چشم هایمان دیده ایم،دست های دلتنگی را با تمام جان ... مشاهده

  • 9

تو ، معمولا چه وقتهایی خدا رو شکر میکنی؟ بعد از نعمتهاش؟ مثلا غذای روزانه، درآمد ماهانه؟ حالا بیا و گاهی ،موقعی که یه چیزی نمیشه و‌نمیخواد و‌نمیده، شکرش کن. گاهی اصرار میکنی و تلاش می کنی و زمین و زمان رو به هم میبافی که بشه ونمیشه آخرش. تو با دنیا لج میکنی . با خودت و به همه چیزهایی که هستند ولی وسط خواستن تو، کمرنگ و ترسیده از خشمت، اجازه ندارند ... مشاهده

  • 9

خداوند انگار بعضی ها را خیلی با حوصله آفریده ... از عشق ، از محبت ، صبر ، وفاداری ، معرفت به مقدارِ زیاد در وجودشان گذاشته ... اصلا این بعضی ها انگار صرفا برای خوب شدنِ حالمان آمده اند ... نه نقش بازی می کنند ، نه اَدا در می آورند . وقتی تمامِ درها به رویت بسته می شود ، یک نگاهشان کافیست برای روزها آرامشت ... یک حرفشان ، یک خنده شان کاف ... مشاهده

  • 9
عاشقم 
بر نامِ جان‌آرامِ ...

عاشقم بر نامِ جان‌آرامِ تو...! #مولانا

  • 7
صبحتون بخير❤️❤️

صبحتون بخير❤️❤️

  • 7

آدمي نیست ڪه عاشق نشود وقت بهار واي از آن سال ڪه بي یار، بهارش برسد #علي_سید_صالحی مشاهده

  • 10

اوتیسم یا در خود فرورفتگی، نوعی اختلال رشدی است که علائم آن در سالهای اولیه زندگی افراد بروز کرده و تاثیر زیادی بر روی کودکان، خانواده آنها و جامعه می گذارد. در جهان به دلیل آشنایی کم با این بیماری، کودکان و افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند، معمولا از حمایت و توجه کافی و مناسب برخوردار نبوده و خدمات اجتماعی و مراقبتی برای آنها محدود است. به همین دلیل و با ... مشاهده

  • 8

  • 7

  • 9

ایرانیان قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست ؛ اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، بر خلاف اروپائیان و اعرا ... مشاهده

  • 7
طهرانِ قديم❤️
سيزده به در ...

طهرانِ قديم❤️ سيزده به در

  • 8